حسن حسن زاده آملى
342
هزار و يك كلمه (فارسى)
است ، و ازواج آن « بدوح » . در كتاب دروس اوفاقى كه هنوز به حليت طبع متحلّى و متجلّى نشده است در بيان هر يك از « اجهزط » و « بدوح » بتفصيل بحث كردهايم . « بدوح » را در اعمال جمالى به كار مىبرند ، و « ا ج ه ز ط » را در اعمال جلالى . درباره اين دو قسم حروف جمالى و جلالى چيزها نوشتهاند و آثار عجيبه نقل كردهاند ، و در علم اوفاق اسرار عجيب در جداول اوفاقى از اين دو قسم حروف جمالى و جلالى آوردهاند ؛ كسى كه به مفاتيح المغاليق جناب عيانى ( قدّس سرّه ) رجوع كند مىبيند كه درباره اين نه حرف چه اسرارى است . اى عزيز ! عالم جليل احمد بن محمّد معاصر جناب خواجه طوسى ، صاحب كتاب بسيار گرانقدر الوشى المصون و اللؤلؤ المكنون في معرفة علم الخطّ الذى بين الكاف و النون ششصد و بيست و سه ( 623 ) رشته در علم حروف نوشته است ، و با اين همه باز در آخر كتاب مرقوم فرموده است : قال احمد بن محمّد مصنّف هذا الكتاب ( رحمه اللّه ) : « و هذا القدر ، إذ لو مددنا فيه الباع و دلكنا به الطباع لنيّفنا على مائة مجلّدة و اكثر من ذلك . . . » . حضرت استاد عزيزم در اين رشتههاى ارثماطيقى ( رضوان اللّه عليه ) فرموده است : اين ابيات از جناب شيخ بهائى درباره « اجهزط » است : اى كه هستى طالب اسرار و رمز غامضات * اسمى از اسماى اعظم با تو گويم گوش دار اوّل و ثانيش جذر رابع و خامس بود * حرف مركز جذر جمع جمله دان اى هوشيار گر از اين بيتش نفهميدى از اين بيتش بفهم * سرّ نگه دار اى برادر گر بيابى زينهار حرف اوسط نصف حرف اوّل است و آخر است * اوسطينش ضعف اوسط فرقدان و قطبوار